مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى

9

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )

تعرفت الى فى كل شئى فرأيتك ظاهرا فى كل شىء و انت الظاهر لكل شىء » . ظاهر در اين معنا نيست كه ذوات الاسباب را نمىتوان در معرفت اسبابشان اوساط قرار داد ؛ بلكه برعكس ، شناسائى و معرفت ضرورى به آنها از طريق علل و اسبابشان مىباشد و الزاما علت العلل ، و مسبب الاسباب تبارك و تعالى خود سبب شناسائى هرمعلول و ذى سببى ، و برهان بر او است ، چنان كه در دعاء جوشن كبير ، او - عزاسمه - را برهان مطلق خوانده است . و اما تقرير برهان به صورت دومش نيز برهانى است منتج يقين ، بلى بدون ترديد ، در قياس برهانى منتج يقين حقيقى ، جائز نيست كه حد اكبر ، علت وجودى اوسط باشد ، به دليلى كه در تقرير اشكال بيان شده است و در تقرير برهان به صورت دوم ، گمان گرديده كه حد اكبر علت اوسط است درصورتىكه چنين نيست . توضيح دعواى مذكور به اين قرار است كه وقتى مىگوييم : واقعيت هستى ، بالضرورة واقعيت دارد و موجود است و در صورت معلوليت ، از براى آن علت است ، صغراى قياس ما ، يك مقدمهء يقينى و غير قابل ترديد بود . و ثبوت واقعيت و موجوديت از براى واقعيت ، ذاتى و غير قابل انفكاك است ، چنان كه مصطلح باب برهان است و اكبر در اين قياس عبارت است از مجموع « از براى آن علت است » نه علت به تنهائى ، و اين مجموع ، محمول بر حد اوسط يعنى « واقعيت دارد و موجود بر فرض معلوليت » مىباشد ، پس اكبر « از براى آن علت است » و به تعبير كوتاه‌تر ذوالسبب اولا براى اوسط مذكور ثابت مىشود و با وساطت آن جهت اصغر كه موضوع نتيجه است و در ما نحن فيه واقعيت هستى فرض شده ، ثابت مىگردد ، و حد اوسط مذكور علت ثبوت اكبر مفروض ، براى اصغر است و مآلا با توسط علت ثبوت وصف اكبر جهت